- تلويزيون مشتي آشفتگي صوتي و تصويري است كه تازه هيچ صفحه دومي براي ورق زدن ندارد.
- تو نيستي/ اين باران بيهوده ميبارد/ ما خيس نخواهيم شد ...
- تمام قصدم اين است كه كيفيت و ويژگي منحصر به فرد موقعيتهاي پيش پا افتاده را به فيلم برگردانم. (تروفو)
- آنتوني فلو ميگه: توي اين دنياي عوضي و هيشكي به هيشكي ديگه چي بايد اتفاق بيفته كه مومنان اقرار كنند خداوندي در كار نيست يا اگه هست خيلي مهربون نيست.
- استثنا قاعده را باطل ميكند.
ما،مایی که نمیگوییم قصه،مایی که میگوییم تجربه،یک مشکل اساسی داریم.همه موقعیتهای عاطفی را از قبل تمام و کمال تجربه کردهایم.همین است که قطره اشکی و تپش قلبی را به هیچجای مبارکمان حساب نمیکنیم.
ما،مایی که نمیگوییم فیلم،مایی که میگوییم موقعیت،یک ويژگی بد داریم.حرف نمیزنیم.فقط دیالوگ میگوییم.هر چیز برایمان اتفاق میفتد با موقعیتهایی که دیدهایم مقایسه میکنیم.این وسط اگر کسی بر خلاف آن فیلمنامه کذایی عمل کند،زود کات میدهیم.حالمان که خوش نباشد،طرف را از گروه حذف میکنیم.
ما،متاسفانه،خوابیـم.یک نفر باید بیدارمان کند.یک نفر باید این لاشه را تکان دهد:
چشمانت...چشمانت را باز کن...تو در دنیای واقعی هستی...
پ.ن: دقت کردی؟آخرشم عین Abre los ojos شد....نه...ما آدم نمیشیم....هیچوقت
خواهر باید گونه را ببوسد.
تنها پیشانی پیشوایان را میتوان بوسید.
هرگز دست کسی را نبوسید.این کار نشانه پرستش است.
لیبل:مناسبتی